|
درخت با جنگل سخن می گفت و علف با صحرا ستاره با کهکشان و من با تو ..............
نامت را به من بگو دستت را به من بده حرفت را به من بگو قلبت را به من بده
من ریشهای تو را دریافته ام با لبانت برای همه
لبها سخن گفته ام و دستهایت با دستان من
آشناست در خلوت روشن با گــــــــــــــریسته ام
و برای زنده ماندن با تو آواز زندگانی را خــــــــــــــــوانده ام.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 3:6 بعد از ظهر توسط •**•.ღفـــرشـــیــــــــدღ•**•. |
|