|
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وكيلم دلم بود و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم به تو بگويند: دوستت دارم + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 6:28 بعد از ظهر توسط •**•.ღفـــرشـــیــــــــدღ•**•. |
|